محسن و خواهرزن حشری

خیلی فیلم سکسی و عکس سکسی میدیدم و خودمو میمالیدم ولی هیچوقت آبم نمیومد و خیلی بهم حال نمیداد. بعدش جوراب نازک مشکی تا زیره زانوش پوشید. بيا تلويزيون رو خاموش كنيم و در عوض با هم حرف بزنيم. بعدش پریدن به جونه هم همین جور صدای سیلی بود که به بدنه هم میزدن موهای همومیکندن. سینه هاشو باسنش دو برابر مامانم بود از روی سوتین ولباس. پرانتز باز دوم: قبل از انتشار این مطلب کلی با خودم کلنجار رفتم که اصلا کار درستی هست این مطلب را نشر بدم یا نه، اما آخر سر گفتم هر چه بادا باد، تهش اینکه این یادداشت حذف میشه و اینکه خودم حذف میشم یا. آيا ميخواستي درباره چيزي با من حرف بزني. آروم دروباز کردم دیدم بین مامانمو زن عمو پروینم دعوا شده بود. مطالب جالب مجله فلونز را به اشتراک بگذارید. پرانتز باز: معادل پارسی سکشوالیته یا سکسوالیته چی میشه؟ جنسی مآب، کمر به پایین و. مامانه من یه زنه ۴۵ سالش اسمشم فرشته هست. البته یک چیز دیگر هم هست، یک چیزی شبیه به آژیر خطر که فریاد میزنه "من از این زن متنفرم چون سکسی نیست. سریع رفتم ازسوراخه در ببینم که اونجام نمیشد دید. صبح به هوای دانشگاه رفتن رفتم بیرون رفتم تو انباری قایم شدم که مامانم فکر کنه که رفتم دانشگاه. هرچند یه بارباهم قهرمی کردن وبعد باهم آشتی میکردن آخه زن عمو پروینم به مامانم حسودی می کردومامانه منم که اینومیدونست کارایی می کردکه لجشو در بیاره. اخه مامانم هم لاغرتر بودهم کوتاهترولی زن عموپروینم هم هم گنده تربودهم بلندتر. داستان اینجوری شروع شد که یه روز ظهر من جلو Posted by Posted in گوشی رو که گذاشتم دیدم همکارام که اکثرشون زن ودختر بودن دارن بدجور نگام میکنن…فهمیدم که یا بلند بلند حرف زدم یا قیافم تابلو ئه. مامانه منم سریع جوابشو داد وزد توگوشه زن عموم. یکی از ژستهای مشهور فرو کردن بطری آبجو در دهان است. خلاصه بعدازاینکه واسه زدن چوب پرده رفتم وترتیب کس وکون نسرین جون ،خواهرزن نازوپلمو دادم،برگشتم خونه،باورم نمیشد کس وکون نسرینو گاییدم،به سکسمون فکرمیکردم کیرم داشت منفجر میشد،یکی دوساعت بعدش نسرین توی تلگرام پیام داد،نوشته بود محسن جون درچه حالی؟منم گفتم ازاونوقت تاحالا کیرم بیادت سیخه سیخه،یه جووووون نوشت وتلفن زد،کلی ازماجرایی که بینمون گذشت تعریف کردیم،لامصب نسرین ازصداش پشت تلفن شهوت میبارید،با عشوه گریای نفس نفس زدن وآخ وجون گفتناش مشخص بود حشریه هنوز،بهش گفتم بیام یه دست دیگه بکنمت؟روهوا قاپید وگفت میای؟منم کلاس گذاشتم گفتم نه بابا ،حالا وقت بسیاراست،با یه مسخره کردن صداش گفت محسن ازوقتی رفتی همش بیادتم،دلم میخاد بغلت باشم،پسرش ساعت دو ونیم ازمدرسه میومد ،وقت نمیشد تا اونجا برم وبکنم،نسرین قانع شد که نمیشه،ولی بال بال میزد واسه اینکه بکنمش،قسم میخورد شوهرش تاحالا کسشو نلیسیه براش،بد دله،میگفت تا حالا این مدتی وبا این هیجان سکس نکرده باهاش،میگفت اکثرا قبل از ارضا شدن نسرین ارضا میشده،نسرینم بقیشو تا ارضا شدن با دست خودش خودشو میمالیده،تلفنی تاپسرش برسه حرف زدیمو بعداز اومدن پسرش رفتیم تلگرام،توتلگرام پیام داد به بهونه خرید میام بیرون بیا بریم یه دوری بزنیم،واسه ساعت سه ونیم قرارگذاشتیم سرکوچشون،وقتی رسیدم نسرینم رسید وسوارماشین شد،کناردستم نشسته بود ،یه نگاه سرتاپاش کردم ،خوشگل وناز ،با اندام فوق سکسی ،یکم آرایش کرده بود ،بوی ادکلنش مستم کرده بود،طی مسیر دستش تودستم بود ودستمو میمالیدوبوس میکرد،حشری بازی درمیاورد حسابی،توی ماشین اززیرچادر ومانتوش ساپورتشو تازانو کشید پایبن،هروقت موقعیت پیش میومد دستمو به کسش وروناش میرسوندم،کسش باداشت ،نمناک شده بود،نمیشد دیگه بیشترازاین پیش بریم،یکی دوساعتی چرخیده بودیم،بردم نسرینو رسوندم خونشون،خودمم اومدم خونه،فرداصبحش دوباره تلگرام پیام داد ، بعدازسلام علیک وحال واحوال یراست گفت میای اینجا؟کیرم سیخ شده بود ،فقط فرمان کردن ازمغزم ساطع میشد،گفتم اومدم وسریع حاظر شدم رفتم خونه نسرین،واییییی درو که بازکرد دیدم یه بادی سکسی فانتزی خیلی شیک تنش کرده ،که مدلش ازاینایی بود که جای کس وکون وسینه هاش خالی بود،کسش مثه دوتا کلوچه تپل چسبیده بهم ازبادی افتاده بود بیرون،نصف حجم سینه هاشم ازش بیرون مونده بود،یه بند نازکم ازپشت رفته بود لای قاچ کونش،یه آرایش سکسی هم کرده بود،موهاشم تا شونه هاش بود روافشون کرده بود،همونجا بغلش کردم ولب تولب شدیم،سینه هاشو میمالیدیم،کونشو دست میکشیدم،لبو کندم رفتم سراغ ممه های نازش ،واییییی میک میزدم نوکشونو نوبتی،همزمان بادستم کسشو میمالیدم،نسرینم فقط آه وناله میکرد،چشماش خمارشده بود،سریع لخت شدم ،نشستم روی مبل نشستم ونسرین اومد جلوم نشست وبا ولع کیرمو ساک میزد،کیرمو که با آب دهنش خیس شده بود رو به صورتش میمالید ومیکوبیدش به سینه هاش،سینه هاشو به کیرم فشارمیداد وبالا پایین میکرد،جامونو عوض کردیم ورفتم لای پاش وکس نانازشو بازبونم لیس مالیش میکردم وزبونمو به سوراخ کونش میمالیدم،ناله هاش شهوتی ترو تکون تکون خوردناش بیشتر میشد،رفتم بالا ولباشو بدندون گرفتم ،چشماشو نگاه میکردم میدیدم سیاهی چشماش تا به تا شده ،لب بازی میکردیم وکیرمم همزمان روی کسش بازی بازی میدادم،هی التماس میکرد بکنم تو کسش،منم با یه فشار سرکیرمو سردادم توکس تنگ وداغ وآبدارش،همونجا نکهش داشتم،نوک سینشو میک ملایم وشهوتی میزدم،سرکیرمو در کسش عقب جلو میکردم،اصرار داشت تا ته کیرمو فشاربدم توکسش،منم بازیم گرفته بود ،خاستم یکم دیگه تشنه ترش کنم،بالاخره آروم آروم تا ته کیرموتوکسش فروکردم،نمیدونم سرکیرم به کجا میخورد که دیوونم میکرد،ناله های نسرین دیگه به جیغ آروم تبدیل شده بود ومنم همزمان که توکسش عقب جلو میکردم یکی یکی نوک ممه هاشو میخوردم ،یکی دوبارم ممه هاشو بسمت هم فشاردادم ونوک جفت ممه هاشو میکردم دهنم،به جفت ممه خوردنه خیلی واکنش نشون داد،ناله های بی اختیارمیکردوازاون پایینم کیرمنو لاپاشو خیس میکرد،یورش کردمو لباشو به لب گرفتم ویکم کجش کردم ودستمو به کونش گر فتمو لبمو به لبشو ،کیرمم با ریتمی ملایم ولی محکم میکوبیدم ته کسش،وقتی دیدم چقد حشرش زیاده کیرمو ازکسش دراوردم وگفتم اگه برام فانتزی بگی بازم میکنم وگرنه بهم مزه نمیده،نسرین گفت فانتزی ازچی بگم برات؟گفتم ازدستمالی شدنای خودت توی خیابونا یا ماشینا یا عروسیا،اصرارداشت کیرمو بکنم توکسش ،میگفت بکن توش میگم برات،سرکیرمو درکسش تنظیم کردم،نگام به لباشو چشاش بود،اولش من ومن میکرد حرف نمیزد ،یکم سرکیرمو درکسش بازی بازی دادم،بایه حالت شهوت همراه خجالت گفت توی یه عروسی مربوط به فامیلای شوهرش دستمالی شده،با شهوت میگفت یه پسره تا فرصت پیش میومد کونمو میمالید،چندباری هم ازپشت چسبیده بهش،باناله میگفت کلفتی کیرشو روی کونم حس میکردم،منم با حرفاش حشری ترمیشدم وتلمبه هامو محکم ترمیزدم توکسش،ناله هاش توآسمون بود،با این تعریفا وتلمبه زدنا آبم داشت میومد،گفتم آبم داره میاد کجا بریزم ؟نسرین گفت همشو توکسم خالی کن،قرص خوردم،باچندتا تلمبه کاردرست دیگه آبم اومد وتا قطره آخرشو تو کس نسرین ریختم،نسرین خیلی شهوتی وقوی بود توی. چي فكر ميكني؟ آيا كمكي از من برمياد؟ الان چه كمكي ميتونم به تو بكنم؟ چه خواسته اي از من داري؟ به چه چيزي نياز داري؟ به چيزي نياز داري؟ ۷ جمله اكشافي براي حك كردن قلب و روح همسرتان : حک به معنای اینترنتی از اينكه هميشه همه نياز هاي تورا بر آورده نميكنم، متاسفم و از اين بابت معذرت ميخوام. يه خورده چاق نشدي ها ؟ داري عين مادرت ميشي ؟ يه خورده آزادي و فضاي شخصي نياز دارم تا بتونم يه كم نفس بكشم! دانلود عکس نوشته دار خفن ، عکس متن دار تیکه دار و شاخ برای عکس پروفایل و شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام برای رو کم کردن دوستان! من تا اومدم که آبمو در بیارم دیدم دارن میرن تو اتاقه خواب. مامانه منم که زنه آرومی بود اون روز خیلی عصبی شده بودوبهش میگفت تومادر جنده کسه منم نمیتونی بخوری. منه بیچاره دیگه نا امید نا امید شدم. همینجورکه از هم لب می گرفتن لباسای همومی کندن مامانم از روسوتین سینه های زن عموم رومیخورد سوتینای همو باز کرده بودن. سینه های هردوشون سیخ شده بود مامانم سینه هاش کوچیک و زن عموم سینش گنده. این اتفاقی که میخام واستون تعریف کنم همین یه ماه پیش اتفاق افتاد. من فرزاد مستعار 25 ساله لیسانس کامپیوتر. داستان ازاینجا شروع شد که شوهر خالم Posted by Posted in تو18 سالگی خیلی راجع به سکس کنجکاو بودم. اگر قصد ندارید که همسرتان را اذیت کنید بهتر است از جملاتی مثل و مشابه 6 جمله بالایی دوری کنید و 44 جمله زیر را به خاطر بسپارید و در مواقع مناسب از این وردهای جادویی نهایت استفاده را ببرید! منم از یه طرف هم راست کرده بودمودلم می خواست با همدیگه دعواکنن و هموبزنن هم نگران مامانم بودم. دیگه من گفتم الانه که به جونه همدیگه بیفتن مامانمو زن عمو پروینم. البته مامانه منم به زن عمو لیلام حسودی می کرد وسعی می کرد کارایی که اون میکنه وتکرارکنه ولی در کل خیلی به زن عمو لیلام علاقه داشت. تو تحقق روياها و اجابت دعاهاي من هستي. شروع کرد به آرایش خودشو بعد لاک زدن انگشتای پا ودستش. زن عموم پای مامانموکرفتواز رو جوراب یه گاز محکم از کفه پا وانگشتای پای مامانم گرفت. زن عموپروینم جوراباخودشو در آوردو پاهاشوکرد تو کسه مامانم. زن عمولیلام هم داشت از کسای مامانموزن عموم می خورد. شايد مردها لزوما نبايد تك همسر باشن! مامانم زورش بهش نمی رسید تنها کاری که می تونست بکنه چنگزدنو پاره کردن جورابه رنگ پای زن عموم بود. برای من چیز عجیب و غریبی نیست. میگه ننه جون نمیدونم دادم یا میخوام بدم دختر به دوست پسرش میگه بعد از عروسی هم همین جوری منو می. نیاز مردم ایران به شاه ، نیاز گوسفندان به چوپان است این یک نیاز ضروری است برای اتحاد و هدایت مردم. اونروز تموم شد من فردارو هم از دست داده بودم چون هم دانشگاه داشتم هم اینکه نمی دونستم چه جوری برم خونه عموم. خونه ما خالیه دختر به پسره میگه: شنیدی ماله عربا درازه؟ پسره میگه: آره! مراجعه شود به مثل مذهبي معروف در اسلام سكوت! این خواهر شیطون عاشق برادرش هست ,پیشنهادی هم داره, کی برادر این دختر ملوس میشه؟ این زن فیمنیست برجسته ترین و طبیعی ترین نقاشی را میکشد. اگه ببینیدشون 30 35 ساله به نظر میرسن مامانمو زن عمو پروینم. خب بسیجیان هم میتونن مخفیانه در اینترنت شیطنت کنن! اعلیحضرت شاهنشاه رضاشاه دوم تنها القاب تشریفاتی دارند و در عمل نه همچون خامنه ای تقدس دارند و نه در امور دولت و مردم دخالت میکنند. سریع مامانم گفت من با این جنده خانم سکس کنم؟ تو ماله منی خودمم از کست باید بخورم. مجله فلوز روزانه بالای ۱۵۰ هزار بازدید فقط از گوگل دارد و آمار کل ورودی ها نزدیک به ۴۰۰ هزار بازدید در روز است. ۹ جمله اكتشافي براي دادن حس محبوبيت به همسرتان : دوست دارم. تو تنها زن اين دنيا هستي كه ميخوام با او باشم. هی مامانم با پاهش سعی میکرد زن عمومو بندازه کنار ولی زورش نمیرسد. مورد خاصي را نام ببريد تو زندگي منو متحول كردي. ؟پسره میگه اره عزیزم البته با اجازه شوهرت یه پیره زنه لخت میره جلو شوهرش میگه برات لباس عشق پوشیدم، پیرمرده میگه: خوبه ولی کاش اتوش می کردی دختر داشته تو خیابون می رفته یه پسره محکم سینشو می گیره دختره می گه تا 1000 می شمارم ول کن والا جیغ می کشم دوتا خانومه نشسته بودن تو تاكسی، همینجور داشتند از هر دری صحبت می كردند. داستانی که میخوام بگم مربوط به 3 سال پیشه قبل آشنایی با کسی که ریده توو دنیام الانم با یه مرد 32 ساله به معنای واقعی از همه نظر تخمی به گفته خودش داره زندگی میکنه. زن عمو لیلام هم در حاله آروم کردنشون بود ولی آروم نمیشدن که. تا رفتن تو خونه سریع اومدم پایین دیدم مامانموزن عمو پروینم دارن مانتوهاشونودر میارن زن عمولیلام هم نشسته بود رومبل. اگه میخواستی یه دختر رو به زور بـ. خيلي خوشحالم ميكني هروقت كه ……. دختر بسیجی ها الان اگه کامنت بزارن خیلی جالب میشه! هردوتاشون با زن عمو لیلام خیلی خوب بودن. دوتا زن عمو هم دارم یکیشون پروین 47 ساله اون یکیم لیلا 38 ساله. بعد دیدم مامانمو زن عموهام هستن. براي يك يك كارهايي كه براي من ميكني از تو قدر داني ميكنم. ۸ جمله اكتشافي براي ديوانه كردن سكسي خانمتان : تو واقعا برام جذاب هستي. البته حدس میزدم از دختر عموش فریبا گرفته باشه اما بعید میدونستم فریبا شماره ی تنها دوست پسرشو به کسی بده. زن عموم هم از مامانم معذرت خاست ومامانمم توجوابش لب می گرفت اززن عموم. به مطالب امتیاز ستاره سرخ بدین. نميتونم تو رو نديده بگيرم يا به تو نزديك نشم. خلاصه آخرزن عمولیلام گفت بابا علیرضا خونست فردا بیاد خونه ما تصمیم میگیریم چیکار کنیم. تنها من میدونم چه کار میکنن باهم. من از دوتاییتون خوشم میاد حالا که می بینم سره من به جونه هم افتادید سه تایی باهم سکس میکنیم. نشسته بودم که صدای در اومد کفتم خوب شده که دعوا نکردن. رفتم بالا تا منتظر باشم ببینم چه بلایی سره مامانم میاد. از اون وقت به بعد چهار پنج مرتبه سه تایی با هم میرن خونه های هم. یه ماه پیش بابام رفته بودهند واسه پارچه عموم هم شوهرزن عموپروینم رفته بود ماموریت. بعد از اینکه یه نیم ساعتی باهم لزکردن سه تایی اومدن بغله هم. بابت هر كاري كه ميكني از تو متشكرم. اگر حساس هستید از همینجا برگردید. بعد زن عموم رفت سراغه شرته مامانو شرتشو از پاش درآوردویه گاز محکم گرفت از کسه مامانمو ولم نمیکرد. دکتر میاد ازش میپرسه مادر جان چرا لختی؟. دختره: شنیدی میگن مال مکزیکیا کلفته؟ پسره :آره! دختره راستی اسم مال تو چیه؟ پسره: عبدالخلیل زاپاتا یه پیره زن آلزایمری تو تیمارستان. نميتونم زندگي ام رو بدون تو تصور كنم. سکس،بعد ازچندثانیه کیر نیمه خوابمو که داشت آروم آروم به خواب عمیق میرفت رو ازکسش کشیدم بیرون،آبای کیرمم باریزش ملایم ازکسش بیرون میومد،صحنه سکسیه سکسی بود،سریع بادستمال خودمونو تمیزکردیم ولباسامونو پوشیدیم،روی مبل همدیگه روبغل کرده بودیم ولب میگرفتیم،این حشری بازیای بعدازسکسش فوق العاده بود. زن عمو پروینم شرتو سوتیناشودر آورد زن عمولیلام هم اومد مامانموآروم کنه زن عموپروینم بهش گفت لباساشودر بیاره اونم در آورد. پیشه خودم فکر میکردم که شاید یه جور بتونم برم خونه عموم. نمیدونم شماره مو از کی گرفته بود. چشم ازمامانم برنمیداشتم تا لا اقل کسشوببینم وقتی میخواد لباساشوعوض کنه. دوتا زن عموهام هم داشتن از هم لب میگرفتن آخو اوخ زن عمو پروینم در اومده بود. زن عمو لیلام خیلی خوشکل بود وحرکاته مامانم نشونش میداد بهش حس سکسی داره. مامانم جیغ میکشید بعد پاهاشوکرد تودهنه مامانم. زن عموهام خونمون بودن که من دیدم از پایین صدای فحش و فریاد میاد. شما هم دوست دارین از این نقاشی ها بکشین؟ دختر و پسر حاجی در حال مالش قهرمانانه! سینه هاشون,کساشون,باسناشون همه جاهاشون خوشکلن. هنوزم شک داشتم که خودش Posted by Posted in سلام به همگی من جهنمی الان 24 سالمه وخاله خوشکلم که اسمش شیرین الان 24 سالشه وازدواج کرده 2تابچه هم داره …این خاطره مال 4 سال پیشه که من 20 سالم بود ویه مغازه کوچلو بوتیک داشتم که باهاش زندگیمو میچرخوندم. چه پاهایی شده بود یه تاپ و دامن پوشید وچادرشو سر کردورفت. زن عمو پروینمم جوابشو داد من کسه تومیزارم حالا صبر کن. یعنی تو گوگل چی سرچ کردن که به این سایت وارد شدن؟ به احتمال زیاد بیشتر پسران بسیجی به دنباله تصاویر سکسی دختران باحجاب فلسطینی هستن. تو موجب ميشي من احساس خوشبختي كنم. منبع: عکس های لو رفته از دختران دانشجوی ایرانی در سکس پارتی شبانه در مالزی عشقه دیگه! ولی میترسیدیم واحتیاط میکردیم،تا اینکه نزدیکای عید سال پیش باجناغم ماموریت رفته بود تبریز ،خواهرزنم ،نسرین ،اس داد میخاد چوب پرده بزنه ،اما نمیتونه،ازم خاست برم براش بزنم،منم زود حاظر شدم رفتم ،دروکه بازکرد دیدم ی لگ مشکی پوشیده ،تموم رون وکونش قلمبه شده توش،جای کسش قد ی پیراشکی تپل بود،وایییییی،یه تیشرت قرمزم پوشیده بود که سینه ها وپک وپهلوهاش خودنمایی میکرد،یه روسری نصفه نیمه هم سرش بود،رفتم تو وبعدازسلام واحوالپرسی ،رفتم واسه زدن چوب پرده،نسرینم توی آشپزخونه بود ،داشت چایی دم میکرد،بعدش اومد کمک من وبه هر سختی ای بود چوب پرده رونصب کردم واومدم پایین،نسرینم پرده رو آماده کرد ورفت بالای چارپایه،همینجوری که ازپشت رونا وکونشو دید میزدم ،بی اختیاردستم روکیرم بود،اونم با تکون خوردنا وکش وقوسای پرده زدن بیشترمنو هلاک میکرد،پرده روزد واومد پایین،دوسه بار دیگه هم روی چارپایه بالا وپایین کرد،تا رفع ایراد شد وپرده کامل شد،نسرین اومد مبل کناریم نشست و،به فاصله دسته مبل کنارهم بودیم ،ازش آمار بچه هاشو گرفتم گفت مدرسه ان،تا عصر نمیان،دلو زدم به دریا وبلندشدم رفتم کنارش نشستم،تقریبا بهش چسبیده بودم،دستمو بردم سینشو مالیدم،اکراه داشت مثلا،هی میگفت محسن نکن زشته ،خودشو سمت مخالف میکشید،منم همزمان سینه هاشو میمالیدم،آروم آروم شل شد،نقطه حساسش سینه هاشه،شروع کردیم لب بازی کردن،مثه وحشیا افتاده بود بجون لبای من،محکم لبامو میک میزد وزبونشو توی دهنم میچرخوند،از پایین تیشرتش دستمو رسوندم به ممه هاش،تپل ونرم بودن،مثه بالشت پرقو،اونم دستش ازروی شلوارم کیر شق شدمو میمالید وهی جون جون میگفت،تیشرتشو دراوردم وممه های سفیدش توی سوتین توریه مشکیش دیوونم کرده بود،سوتینشو دراوردم وبا میکهای ملایم نوک سینه هاشو نوازش میکردم،بلندشدم لگشو دراوردم ،کس وکون ورونای تپلش کنارشورت توری مشکیش آب ازلب ولوچم راه انداخته بود،باکمک خودش شورتشم دراوردم وباسررفتم لای پاش،کس تپل وداغشو به نیش کشیدم و چندلحظه به چندلحظه زبونمو فشارمیدادم توکسش،دستامو بردم زیرکمرش ،تاکسش بیاد بالاتر،کون تپل وسفیدش ،با سوراخ تیره رنگش دیوونم میکرد،زبونمو ازکسش میکشیدم میاوردم دم سوراخ کونش ،نوک زبونمو میکردم تو کونش،باناله ها وآه آه کردناش وتکون تکون دادنای ریز بدنش،دیوونم کرده بود،یکم که گذشت بلندشد تندتند با کمک خودم بلوزشلوارمو دراورد،شورتمم کشید پایین ،توی یه چشم بهم زدن کیرم توی دهنش بود ،ساک میزد،لیس میزد،میک میزد،دیگه ترسیدم با کیرخوردنش آبمو بیاره،خودمو جدا کردم وخابوندمش روی تخت رفتم لای پاهاش وجلوش زانو زدم،کیرمو میمالیدم به کسش ،هی التماس میکرد بکنم توکسش،سرکیرمو درکسش تنظیم کردم،آروم آروم فشارش دادم،تاتهش رفته بود توکسش،همینجوری که توکسش تلمبه میزدم،سینه هاشم میخوردم،آه وناله هاش اتاقو پرکرده بود،کشس خیسه خیس شده بود ،آب کسش کیرمو خیس کرده بود واضافی آباش رفته بود لای چاک کونش،دستمو بردم ازبغل زیرکونش وبا آبای کسش انگشتمو خیس کردم وبا سوراخ کونش وررفتم،یه انگشتم توکونش بود کیرمو توکسش عقب جلو میکردم،سینه هاشم نوبتی توی دهنم بود،یه انگشت دیگه به انگشت اول اضافه کردم ودوانگشتی توی کونش تلمبه میزدم،دیگه داشت نعره میزد از لذت،همونجوری یورش کردم ولب تولب شدیم،بهش گفتم میخام کونت بذارم اولش قبول نکرد ،با کلی خواهش تمنا حاظر شد کون بده،به روی شکم خوابید کونشو داد هوا،رفتم روی روناش نشستم وکیرمو به کونش میمالیدم،یه تف گنده انداختم روی کیرم وگذاشتمش دم سوراخ کونش،حسابی لیزشده بود،آروم آروم بسختی کلش رفت توش،یکم که گذشت دردش کمترشده بود الباقیشو تا نصفه کردم توش ،کونش تپل وتنگ وداغ بود ،ناله هاس هم ازدرد بود هم ازشهوت،درازکشیدم روش وسرشونه هاشو محکم گرفتم وبا ریتم آروم وشهوت کیرمو توی کونش عقب جلو میکردم،دیگه نمیتونستم مقاومت کنم ،آبم داشت میومد،بهش گفتم کجابریزم؟گفت همشو بریز توکونم ولی کیرتو درنیار تا آب منم بیاد،باچندتا تلمبه محکم تو کونش آبمو خالی کردم وکیرمو توکونش نگهداشتم ،یکم تکون تکون خوردوآبش اومد،کیرمو ازکونش دراوردم وگذاشتم لای کونش وسرشو برگردوندم یه لب مشتی گرفتیم،بلندشدیم خودمونو بادستمال تمیزکردیم ولباسامونو پوشیدیم. راستی من سردشت زندگی میکنم واصلیتم کرد. اینبار مامانم لباسای زن عمومو از تنش در آورده بود زن عموم هم دامن مامانو در آوردو بازم مامانموزد زمین سوتینه مامانمو در آورد یه گازمحکم از سینه های مامانم گرفت اشکه مامانم در اومده بود دیگه فقط چنگ میگرفتو با کفه دست به زن عموم میزد. خيلي خوش شانسم كه تو رو پيدا كردم. یواشکی رفتم بالا تا عصر بالا موندم. ۹ جمله اكتشافي براي دادن حس ارزشمند بودن به همسرتان : امروز چطور بود؟ بيا در باره اين موضوع صحبت كنيم تا بتوانيم با هم تصميم بگيريم. یه دفعه مامانم حواسش نبود زن عموم اومد زد توسروگوشه مامانم. مامانه منم که شهوتی شده بودبلندشد رفت ازکسه زن عمولیلام بخوره. ۶ جمله اكتشافي براي دادن حس قدر داني به همسرتان : تو خيلي براي من خوبي. چيزي كه قبلا از شما خواسته شده بيشتر كار كنم. بعد حولشودرآوردو یه شورتو سوتین مشکی پوشید. سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر زن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه ای،رونای پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم میفهمید،اونم ازقصد، فرصت پیش میومد ،سروسینه وگل وگردن نشونم میداد،دیگه هردومون میدونستیم چی میخایم. زن عمو پروینم نشست رو سره مامانمومجبورکرد از کسش بخوره اولش نمیخواست ولی مجبوربود. هيكل و اندامت برام خيلي خواستني و مطلوبه. در دنیا وجود چوپان و گوسفندان ضروری است و هر دو به یک دیگر نیازمندن و این یک نیاز دوطرفه شاه و ملت به یکدیگر است. برام سوال شد چرا برای ما مردها اشکالی ندارد که از صورتمان بگیر تا موچ پا پُر مو باشیم اما دخترها باید بدنی کاملا صاف و بی مو داشته باشند. بعد زن عموم ول کرد گفت بسه ته جنده؟ مامانه منم که دیگه جونی واسش نمونده بود گفت اره اره بسه. زن عموم لباس مامانموجرداد و یه پشته پا انداختو افتاد رومامانمو هی میزد توسروگوشه مامانم. متشكرم كه با من و مشكلاتم ميسازي. به بعضیام باس گفت : لطفا یه دهن برامون خفه شو عزیزم همیشه مراقب جفتک انداختن اونایی که خر کردید باشید… با هیچ کس مهربون نباش ، کسی بلد نیست جبران کنه! وحدت کلمه ما بجز جاوید شاه نمیتواند باشد. ۵ جمله ۱۰۰۰ امتيازي : بيا با هم بريم خريد. مامانه زن عموم هم که تازه مرده بود تا اینومامانم گفت خابوند زیره گوشه مامانم. زن عمولیلام هم چادرشوبرداشت که بره گفت فرشته دیوونه شدی؟ خوب فردا روچه میکنی؟ مامان چادرشوگرفت وشروع کرد به لب گرفتن از زن عموم. مامانموزن عمو پروینم از قبل با هم همیشه مشکل داشتنو از همدیگه بدشون میومد. واقعا لذت کردن نسرین اینقدر زیاده که هنوزم که هنوزه ازش سیرنشدم،یجورایی بهم وابسته شدیم،حدود یکسالی میشه که هروقت فرصت پیش بیاد ترتیب کس وکونشو میدم،اگه انتقاد یا پیشنهادی دارید بفرمایید،ممنون که وقت گذاشتید داستان منو خوندید،شاد باشید. شاه نه مرامی است سیاسی و نه مسلکی است مذهبی شاه نماد همبستگی است و تنها راهگشای رهائی میهن اتحاد فقط با وحدت کلمه "جاوید شاه" رضا شاه دوم پرتواى از سوشیانت رهایی بخش ، و سوشیانت پرتواى از خداوند است. تو دانشگاه یه پسره بود خیلی تو نخه اش بودم. مامانم گریه کنان میگفت بسه بسه پروین. بالاخره انقد تقلا کرد که تونست از زیره زن عموم بلند بشه باز افتادن به جونه هم. زن عمو پروینم به مامانم می گفت کسه توجر میدم فرشته. مي دونم كه كنار اومدن با من هميشه كار ساده اي نيست. زن عمولیلام گفت اینجور نمیشه که آخه بعد زن عمو پروینم گفت چرا فردا که کونشوجر دادم دیگه تورویادش میره الانم جلو پسرش جربخوره خوب نیست مامانه منم کفت اره لیلا جون فردا می بینیم کی جرمیخوره.。

44 جمله تحریک کننده جنسیِ زنان (روان شناسي)

。 。

10

اس ام اس زناشویی و پیامک عاشقانه برای همسر • ستاره

。 。

1

محسن و خواهرزن حشری

。 。 。

13

عکس نوشته دار خفن جدید + عکس نوشته طعنه دار و تیکه دار پروفایل :: سایت تفریحی و سرگرمی چفچفک

。 。

اس ام اس زناشویی و پیامک عاشقانه برای همسر • ستاره

3

عکس نوشته دار خفن جدید + عکس نوشته طعنه دار و تیکه دار پروفایل :: سایت تفریحی و سرگرمی چفچفک

19